به حرف های نگفته ام گوش کن

تلفن که زنگ زد داشتم به نقطه ی آخر حرف هایی که باید می زدم فکر می کردم. صدایش پر از شوق بود و نمی دید لب هایم را که به خنده باز نمی شود. حرف می زد از شروع ، از سر ِ خطِ زندگی ِ مشترکمان و نگاه من به وسایلش بود که گوشه ی اتاقم کنار گذاشته بودم برای پس دادن. هیچ آهنگ عاشقانه ای پس زمینه ی روزهامان نبود. 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + نوزده =

Back to Top