رو به من

دوستش داشتم. به اندازه ی تمام روز هایی که سر کوچه منتظرم مانده بود تا آماده شوم. ریمیل زدن کار بسیار سختی است و همیشه چندین دقیقه طول می کشد تا بتوانم در آرامش مژه هایم را همان قدر که می خواهم بلند و پررنگ کنم. و تمام آن چندین دقیقه را ، تمام لحظه های شانه کردن موهایم را، تمام رنگ عوض کردن رژ هایم را او منتظر می ماند و بعد که از انتهای کوچه دوان دوان می رسیدم با لبخند خوش رنگش به من سلام می کرد.

چطور می توانستم دوستش نداشته باشم؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − هشت =

Back to Top